حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 27

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

قرون بعد محفوظ ماند سارگن با عيلام جنگ كرد و ليكن معلوم نيست كه عيلام در اين زمان جزء اكّد گرديده باشد همينقدر محقّق است كه اكّديها مملكت عيلام را غارت و محصول مزارع آنها را لگدكوب نمودند شايد عيلام در اين زمان باجى باكّديها ميداده بعد از سارگن فتوحات اكّديها ادامه يافت چنان كه استلى « 1 » كه دمرگان يافته نشان ميدهد كه ( نرام‌سين ) « 2 » يكى از پادشاهان اكّدى در بلوك لولوبى فتوحاتى كرد ( اين بلوك ما بين بغداد و كرمانشاهان كنونى واقع بوده ) استل مذكور كه بنام نرام‌سين معروف است به خوبى نشان ميدهد كه در لشگر پادشاه مزبور يك عده سپاهيان حبشى بوده‌اند « 3 » كتيبه‌هائيكه نيز در اين بلوك يافته‌اند فتوحات پادشاه ديگر اكّد را موسوم به ( آنوبانىنى ) « 4 » نشان ميدهد در اين تاخت و تاز اكّديها بصفحات مجاور شكّى نيست كه مقصد عمده عيلام بوده و اين مملكت باجگذار اكّدىها گرديده پس از چندى سلسله ديگر سامى در اكّد برقرار شد و پايتخت آن در ارخ بود . در زمان اين سلسله مردمى كه در مشرق ذهاب دولتى تشكيل كرده و از نژاد سامى و موسوم به گوتىها « 5 » بودند باكّد هجوم آورده در اكّد و در صفحات شمالى و جنوبى بابل استيلا يافتند و عيلام هم تابع آنها گرديد قوّت يافتن سومر در 2500 ق . م سومرباز رونقى از نو گرفت و شهر ( لاكاش ) پاىتخت پادشاه بزرگى گودآ « 6 » نام گرديد اين پادشاه انزان را مطيع نموده بدادگرى و عدالت و كمك نمودن به فقراء و ضعفاء پرداخت و معابد و ابنيه جديد بنا كرده مصالح آن را از شامات و عربستان و عيلام طلبيد در 2450 ق . م مشاهده مىشود كه حكومت و اقتدار

--> ( 1 ) - ستل ( STELE ) سنگ يك پارچه‌ايست كه روى آن خطوطى مينوشتند ( 2 ) - NARAM - SIN ( 3 ) - يكى از دلايل اينكه سواحل خليج پارس مسكون از حبشي بوده ( 4 ) - ANU - BANINI ( 5 ) - GUTIENS ( 6 ) - GUDEA